Good Bye Party!
و اينک اين بچه مخفی است که برای آخرين بار پينگ خواهد شد!!
اووووه نــــه!! زياد خوشحال نشويد! اين سنگ و گنجشک مفت را ول کرده و به سرای مفت ديگری خواهم شتافت! آری....اينجاست خانهی جديد! باشد که وقتی به آنجا میروم نشود مثل بقيه سرويسها و شما هم هی نناليد که: صد بار رفرش کردم و وبلاگت بالا نمیايد و کامنتهايت خراب است و... ! (خب درست است که اين رايگان سرويسها همه سر و ته يک کرباسند! ولی بهر حال بايد فرقی باشد بين کرباسها)
پ.ن: و اين هم لابد بايد باشد درباره اينکه دوستانی که لينک دادهاند اگر آدرس را عوض کنند که چه بهتر و اگر عوض هم نکنند که باز هم چه بهتر!!
¤ نوشته شده در ساعت ۱:٠۱ ب.ظ توسط SadeQ
یکشنبه ۱٧ مهر ،۱۳۸٤
روابطشان زير پـَـتو هم سرد بود!!
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:۳۱ ب.ظ توسط SadeQ
شنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٤
به علت عدم کوددهی مناسب!! امکان رويش هيچگونه عشقی در اين مکان وجود ندارد!!!
پ.ن: سردر قلبش اين تابلو را نصب کرده بود!
¤ نوشته شده در ساعت ٢:٢٠ ب.ظ توسط SadeQ
پنجشنبه ۱٤ مهر ،۱۳۸٤
همسايه ديوار به ديوار ما مايه دار بود! و ما طبقه متوسط!
آنها هميشه روی ميزشان زردآلو و هلو و گيلاس بود! و ما نان و پنيرمان را با هندوانه میخورديم!
بخاطر همين بود که هميشه در جنگ با پسر همسايهمان مغلوب میشدم!
آخر او مجهز به فناوری هستهای بود و من سلاحهايم تخمی!!!
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٤٥ ق.ظ توسط SadeQ
چهارشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸٤
Crazy Taxi
موتور اصلا اسمش اولش اومده ... موتور يعنی مُوت...يعنی مرگ!!!
اصلا شما يه روز به لوبياب!! و ديرخت!! گيلاس آب نده... ببين خشک میشه! آما!! اين علفهای هرز همينطور در میآد...اين موتورها هم يکیشون رو میگيرند بيست تا ديگه در میآد!!
پ.ن: آدم چقدر اطلاعات عمومیش در اين تاکسیها افزايش میيابد!!
¤ نوشته شده در ساعت ٧:٥۳ ق.ظ توسط SadeQ
سهشنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸٤
- از خودم متنفرم!!
+ چه تفاهمی!! من هم ازت متنفرم!!
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٤۱ ق.ظ توسط SadeQ
یکشنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸٤
با چاقوی کـُــند تهمت، طوری روابطشان را بريدم که تا سالها جای زخمَش در زندگیشان بماند!!
پ.ن: وسوسه شدهام بروم بلاگفا!
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٢٤ ق.ظ توسط SadeQ
شنبه ٩ مهر ،۱۳۸٤
پازل ها (۵)
پازل عمرم را با کارهای بيهوده پر کردهام! ديگر حتی قدرت خراب کردنش را هم ندارم!
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٢۳ ق.ظ توسط SadeQ
پنجشنبه ٧ مهر ،۱۳۸٤
پازل ها (۴)
آخرين تکه از پازل زندگیام بودی، اما هر چه میگشتم جايت را نمیيافتم!!
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٥٠ ق.ظ توسط SadeQ
چهارشنبه ٦ مهر ،۱۳۸٤
پازل ها (۳)
پازل سفيدم را تکميل کردم، نقش و نگار تو را کم دارد!!
¤ نوشته شده در ساعت ٩:۱۱ ق.ظ توسط SadeQ
