یادداشتهای پراکنده یک بچه مخفی


Good Bye Party!

 

و اينک اين بچه مخفی است که برای آخرين بار پينگ خواهد شد!!

اووووه نــــه!! زياد خوشحال نشويد! اين سنگ و گنجشک مفت را ول کرده و به سرای مفت ديگری خواهم شتافت! آری....اينجاست خانه‌ی جديد! باشد که وقتی به آنجا می‌روم نشود مثل بقيه سرويس‌ها و شما هم هی نناليد که: صد بار رفرش کردم و وبلاگت بالا نمی‌ايد و کامنت‌هايت خراب است و... ! (خب درست است که اين رايگان سرويس‌ها همه سر و ته يک کرباسند! ولی بهر حال بايد فرقی باشد بين کرباس‌ها)

پ.ن: و اين هم لابد بايد باشد درباره اينکه دوستانی که لينک داده‌اند اگر آدرس را عوض کنند که چه بهتر و اگر عوض هم نکنند که باز هم چه بهتر!!


SadeQ

 

 

روابط‌شان زير پـَـتو هم سرد بود!!


SadeQ

 

 

به علت عدم کوددهی مناسب!! امکان رويش هيچ‌‌گونه عشقی در اين مکان وجود ندارد!!!

پ.ن: سردر قلبش اين تابلو را نصب کرده بود!


SadeQ

 

 

همسايه ديوار به ديوار ما مايه دار بود! و ما طبقه متوسط!

آنها هميشه روی ميزشان زردآلو و هلو و گيلاس بود!‌ و ما نان و پنيرمان را با هندوانه می‌خورديم!
بخاطر همين بود که هميشه در جنگ با پسر همسايه‌مان مغلوب می‌شدم!
آخر  او مجهز به فناوری هسته‌ای بود و من سلاح‌هايم تخم‌ی!!!


SadeQ

Crazy Taxi

 

موتور اصلا اسمش اولش اومده ... موتور يعنی مُوت...يعنی مرگ!!!

اصلا شما يه روز به لوبياب!! و ديرخت!! گيلاس آب نده... ببين خشک می‌شه! آما!! اين علف‌های هرز همين‌طور در می‌آد...اين موتورها هم يکی‌شون رو می‌گيرند بيست تا ديگه در می‌آد!!

پ.ن:‌ آدم چقدر اطلاعات عمومی‌ش در اين تاکسی‌ها افزايش می‌يابد!!


SadeQ

 

 

- از خودم متنفرم!!

+ چه تفاهمی!! من هم ازت متنفرم!!


SadeQ

 

 

با چاقوی کـُــند تهمت، طوری روابطشان را بريدم که تا سال‌ها جای زخم‌َش در زندگی‌شان بماند!!

پ.ن: وسوسه شده‌ام بروم بلاگفا!


SadeQ

پازل ها (۵)

 

پازل عمرم را با کارهای بيهوده پر کرده‌ام! ديگر حتی قدرت خراب کردنش را هم ندارم!


SadeQ

پازل ها (۴)

 

آخرين تکه از پازل زندگی‌ام بودی، اما هر چه می‌گشتم جايت را نمی‌يافتم!!


SadeQ

پازل ها (۳)

 

پازل سفيدم را تکميل کردم، نقش و نگار تو را کم دارد!!


SadeQ